ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 10

معجم البلدان ( فارسى )

دو دورهء نگارش او ؛ « معجم البلدان » و « معجم الادباء » پرست از كسانى كه ياقوت از ايشان دانش اندوخته است و خود را شاگرد ايشان مىداند . اينك چند نمونه اندك از بسيار كسانى كه خود معرفى كرده است : 13 - 1 - سالم بن احمد معروف به منتخب بغدادى نحوى ، عروضى در گذشته در بغداد 611 ياقوت در زندگينامهء او مىگويد : من ادبيات عرب و عروض و قافيت را نزد وى مىخواندم ( معجما ج 11 ، ص 178 ) . هيأت مصححان چ مأمون در پانوشت گويند : احوالات سالم در وافى بالوفيات ج 4 قسم 2 آمده است كه وى براى آموزش اسلام و قرائت « صحيح مسلم » از بغداد به خراسان رفته بود . از ياقوت نقل است كه سالم را نخستين استاد خود دانسته ، كه در دمشق بر او قرائت كردم . 13 - 2 - ياقوت در زندگينامهء رمضان پسر رستم ساعاتى خراسانى ساكن دمشق گويد : او منطق و فلسفه را خوب مىدانست ، پزشكى را آموخته ، خط منسوب را نيكو مىنوشت ، در موزيك مهارت داشت و « عود » نيكو مىنواخت و من چندين مجلس او را ديدم ، پس شنيدم كه در 618 درگذشته است ( معجما 11 : 141 - 142 ) . 13 - 3 - سليمان پسر بنين دقيقى مصرى ، نحوى عروضى ( م 613 ) ياقوت گويد : چندين مجلس او را در محضر قاضى اكرم ( قفطى ) ديدار كردم ، تا به من اجازت داد كه تأليفاتش را روايت نمايم . ( معجما 11 : 244 ) . 13 - 4 - شيخ « ذونسبتين » بين دحيه و حسين ( ع ) بو خطّاب عمر پسر حسن مغربى سبتى است كه ياقوت در سفر سال 11 - 612 به مصر ، اجازت روايت كتاب « اغانى » را چنان كه در عنوان « آزاد شدن و جهانگردى ورّاقانه ص 3 پايان صفحه » گذشت ، از وى گرفته است ( معجما 12 : 217 ) اين مرد در طبقات اعلام شيعه قرن 7 ص 123 نيز ياد شده و مورد اعتراض صاحب ردّ بر ذريعه است . 13 - 5 - قفطى على بن يوسف ( 568 - 646 ) دبير و وزير فرزندان صلاح الدين ايوبى در فرمانروايى حلب است . او پشت و پناه ياقوت بود . نخستين ديدار ايشان ، پس از بازگشت از سفر آسياى ميانه چنان كه از گفتهء خود قفطى در ( بند 7 - آشنايى ياقوت با قفطى ) گذشت ، به سال 609 بوده است كه قفطى شعر خود را براى ياقوت املا نمود ، اما پيش از آن ، و پس از بازگشت ياقوت از مرو به موصل ، اميد ، ياقوت را واداشت تا نامهء ياد شده در ( بند 17 - نثر پر شكوه سنّتى ) را براى قفطى بفرستند . او در همه جا از قفطى به عنوان « قاضى اكرم أدام الله علوه - دادرس محترم كه خدايش بلندتر داراد ، ياد مىكند . او پدر قفطى را به عنوان قاضى اشرف بو الفضائل يوسف ، و برادر او را به عنوان قاضى مؤيّد ابراهيم ياد مىنمايد ، و براى آنكه دست خاندان قفطى را كه نان‌خور خاندان آدمكش از گنوسيسم برگشتهء ايّوبى بودند ، از آلودگى به خون سه هزار تن اسماعيليان شيعى شهر قفط ، كه همراه با سياهپوستان ، به طرفدارى از فاطميان مصر قيام كرده و در سال 572 به دست حكومت ايّوبى قتل عام شدند ، پاك نشان دهد ، مىگويد : قاضى اشرف ، پدر قفطى ، پيش از اين كشتار از قفط بيرون رفته بود ( معجمد 2 : 28 ) . او زندگينامهء قفطى را در ( معجما 15 : 175 تا 204 مىآرد . تاريخ فلسفهء قفطى تاريخ تأليف 632 شش سال پس از مرگ ياقوت دارد ( تاريخ الحكماء چ ع ص 126 ترجمهء فارسى ص 175 ) و از اين روى نام اين كتاب در هيچ يك از دو معجم ياقوت ديده نمىشود . 13 - 6 - مبارك وجيه واسطى ( 502 - 612 ) : ريشه در واسط داشت و در بغداد مىزيست . ياقوت گويد : او مرا فارغ التحصيل كرد . او زبانهاى فارسى ، تركى ، حبشى ، رومى ، ارمنى ، زنگى را مىدانست . هر گاه مطلبى را دانشجو به عربى نمىفهميد ، استاد با زبان مادرى به او مىفهمانيد . هنگامى كه كتابدار دانشگاه نظاميه ، كتاب « ردّ القرآن » بو العلاى معرّى را بشست و نابود كرد ، اين استاد رفتارش را نگوهش نمود ( معجما 17 : 56 - 70 ) . 13 - 7 - يعيش پسر على پسر يعيش نحوى با كنيت بو البقاء . ياقوت در « معجمد 1 : 757 و معجما 8 : 128 » با عبارت قال شيخنا از او نقل مىكند . 13 - 8 - عبد اللّه عكبرى ( 538 - 616 ) بو البقاء م 616 پسر حسين . در معجمد 2 : 909 و 3 : 696 و 705 از وى با عبارت شيخنا ياد مىكند . 13 - 9 - سمعانى عبد الرحيم ( 537 - 615 ) پسر عبد الكريم پسر محمد ، سومين نامبردار خاندان سمعانى ، مروى تبار گنوسيست بىرفض است . ياقوت مجلس‌هاى درس او را حاضر بوده و در پايان او را شهيد مىخواند . ياقوت ،